ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی با چه هدفی صورت می‌گیرد و روش‌های متداول آن چیست؟

امروزه دارایی‌های معنوی یا نامشهود شرکت‌ها در تجارت جهانی و کسب درآمد بیشتر برای بنگاه‌های کوچک و متوسط اقتصادی از اهمیت بسزایی برخوردار شده است. این دارایی‌ها اغلب مستخرج از تحقیقات دانشگاهی یا پژوهش‌های حاصل تحقیق و توسعه شرکت‌های فناور، مراکز تحقیقاتی و سایر نهادهای پژوهشی می‌باشد. ارزشمند بودن این دارایی‌های نامشهود سبب می‌شود که اغلب در قالب قراردادهای انتقال فناوری، ادغام و تملیک و سایر مشارکت‌ها و واگذاری‌های حقوقی، این دارایی‌ها جابجا شوند که در این زمان است که ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی جهت به سرانجام رساندن این دست از توافقات، اهمیت خود را بیش از پیش بروز خواهد داد. اگر قصد انتخاب کارشناسانی مجرب برای ارزش گذاری این گونه از طرح‌ها و پروژه های خود را دارید، می‌توانید با تکمیل فرم درخواست ارزشگذاری، منتظر تماس کارشناسان رتیبا در اسرع وقت باشید.

 هدف از ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی چیست؟

اگر علاقمند به مطالعه در زمینه ارزش گذاری هستید به شما پیشنهاد می‌کنیم مقاله ای با موضوع ارزش گذاری را نیز به همراه این مقاله مطالعه نمایید. به طور کلی ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی،شرکت‌ها، دارایی‌های مشهود و نامشهود، برای نیل به اهداف زیر انجام می‌شود:

عرضه اولیه سهام به شکل خرد یا بلوکی در بازارهای بورس و فرابورس

یکی از ابزارهای اجرای اصل 44 قانون اساسی در کشور و توسعه فرآیند خصوصی‌سازی، عرضه سهام از طریق بازارهای مالی کشور از جمله بورس و فرابورس می‌باشد. کسب‌وکارهای کوچک و متوسط پس از گذراندن دوران بلوغ و البته احراز شرایط ورود به بورس، اصطلاحا IPO شده و سهام خود را در بازارهای عمومی عرضه می‌نمایند که در این شرایط، پیش از ورود به بازار، برای تعیین قیمت هر سهم این کسب‌وکارها، نیاز به انجام فرآیند ارزش‌گذاری خواهد بود.

ارزیابی رویدادها (همچون ادغام و تملیک، فروش سهام، تجزیه شرکت و غیره)

یکی از استراتژی‌های مورد استفاده برای رشد شرکت‌ها و افزایش بهره‌وری آن‌ها، ادغام و تملک است. میزان ارزش شرکت مادر پس از ادغام در شرکت هدف یا تملیک آن از جمله مباحث مطرح در خدمات ارزش‌گذاری است. وقوع رویدادهای دیگری از جمله تجزیه سهام، فروش بخشی از شرکت یا تغییر در ساختار سرمایه شرکت، از جمله رویدادهایی است که با تغییر در ساختار جریانات نقدی شرکت، ارزش سهم آن را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

وثیقه وام‌ها

بانک و سایر وام‌دهندگان، متصدی عملیات ارزش‌گذاری دارایی جهت وثیقه وام می‌باشند. آن‌ها به دنبال به دست آوردن ارزش بازار دارایی جهت برآورد میزان مبلغ وام با توجه به نسبت وام به ارزش می‌باشند. این نهادها با حصول اطمینان از اینکه دارایی‌ها دارای ارزش کافی به عنوان وثیقه می‌باشند، اقدام به دادن تسهیلات می‌نمایند.

حداقل قیمت در مناقصات یا شرکت در مزایده

زمانی که یک نهاد دولتی یا غیردولتی اقدام به فروش بخشی از دارایی‌های مالی و یا غیرمالی خود به شکل مناقصه و مزایده می‌کند، آگاهی از ارزش بازاری آن به عنوان یک راهبر و راهنما برای فروش دارایی خود و ایجاد منفعت برای شرکت بسیار اهمیت دارد.

ارائه شاخص ارزیابی عملکرد

یکی از اهداف ارزش‌ گذاری شرکت به دست آوردن اطلاعاتی در خصوص فعالیت مؤسسات اقتصادی و عملکرد مدیران به عنوان یک شاخص می‌باشد. تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی به شکل طبقه‌بندی نسبت‌های نقدینگی، عملیاتی، سودآوری و بازار  (  دست یابی به شاخص ارزیابی عملکرد )نیز به عنوان بخشی از فرآیند ارزش‌گذاری، می‌تواند منجر به آگاهی مدیران و سرمایه‌گذاران از عملکرد مدیریت و بخش مالی آن موسسه گردد.

خلق ارزش

با توجه به اینکه پارادایم جدید مدیریت مالی با هدف خلق ارزش برای سهامداران شکل گرفته است؛ بدون شک برای خلق ارزش برای سهامداران آگاهی از ارزش و نحوه تغییرات آن برای ارزیابی تأثیر آن بر ثروت سهامدار بسیار مهم است.

ارزیابی استراتژی شرکت

از آنجایی که هدف نهایی شرکت‌ها، افزایش ثروت سهامداران است، ارزیابی کردن تأثیر استراتژی‌های شرکت بر ارزش ذاتی آن بسیار حائز اهمیت است. ارزش گذاری پروژه ابزاری است که با استفاده از آن می‌توان تأثیر هر نوع تغییر در استراتژی شرکت‌های تولیدی و یا خدماتی را ارزیابی نمود.

باید توجه داشت که فرآیند ارزش‌ گذاری پروژه‌ های تحقیقاتی و طرح‌ها، اغلب فرآیندی پیچیده و بسیار پر چالش می‌باشد که انجام آن نیازمند دانش و تجربه بالایی است.

ارزش گذاری طرح ها و پروژه های تحقیقاتی

ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی با چه چالش‌هایی همراه است؟

همان‌گونه که بیان گردید، ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی درواقع تلفیقی از روابط ریاضی مدل‌ها و البته ملاحظات فراوان مدیریتی است. در واقع یک ارزش‌گذار می‌بایست حین فرآیند ارزش‌گذاری به موارد زیر توجه کافی داشته باشد:

  • میزان صرفه‌جویی هزینه در نتیجه به‌کارگیری فناوری
  • قیمت تمام شده محصول تولید شده به وسیله فناوری جدید در مقایسه با قیمت بازار
  • وابستگی فناوری به فروشنده یا مالک آن
  • وجود مستندات کاربردی به همراه فناوری
  • انحصاری بودن (عدم عرضه فناوری توسط دیگران)
  • انعطاف‌پذیر بودن فناوری
  • قابلیت توسعه فناوری
  • کیفیت محصول خروجی از فناوری و مطابقت آن با استانداردها
  • ظرفیت تولید با به‌کارگیری فناوری جدید
  • مدت زمان استقرار فناوری
  • طول عمر فناوری
  • قابلیت فناوری در پاسخگویی به نیازهای از قبل تعیین شده
  • اعتبار و حسن شهرت فروشنده یا صاحب فناوری

که در نظر گرفتن این فاکتورهای مهم در ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی، اغلب به سادگی امکان‌پذیر نبوده و ارزش‌گذار همواره با مشکلات و چالش‌هایی نیز سروکار خواهد داشت که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

  • مشخص نبودن تمامی عوامل تأثیرگذار بر قیمت فناوری و نیز مشخص نبودن نحوه تأثیر هرکدام از این عوامل بر قیمت فناوری
  • وابستگی شدید فناوری به شرایط مکانی، زمانی و محیطی
  • محدود بودن تعداد خریداران و فروشندگان فناوری در مقایسه با دیگر محصولات
  • عدم وجود اطلاعات معتبر و کافی در مورد خود فناوری، عملکرد آن یا بازار محصولات تولید شده توسط فناوری
  • عدم ثبات و پایداری ارزش یک فنّاوری به دلیل تغییر شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ظهور فنّاوری‌های نوین
  • تغییر ارزش یک فناوری در مراحل مختلف چرخه عمر آن

 روش‌های متداول برای ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی چیست؟

در ارزش گذاری پروژه های تحقیقاتی روش‌های مختلفی برای ارزش‌ گذاری تاکنون پیشنهاد شده است که در حالت کلی می‌توان آن‌ها را به دو دسته روش‌های کمی و روش‌های کیفی تقسیم نمود.

روش‌های کیفی که پنج نمونه از پرکاربردترین آن‌ها عبارت‌اند از: روش دلفی، روش اقتصادسنجی، روش استفاده از نظر خبرگان، روش معافیت از پرداخت حق امتیاز و روش طوفان فکری، اگرچه در شرایط مختلف به ویژه زمانی که اطلاعات شفافی از طرح تحت بررسی وجود ندارد، به کرات مورد استفاده قرار می‌گیرند، اما همواره به واسطه ماهیت کیفی خود و مبتنی بر نظر کارشناس بودن، چالش‌هایی را برای ارزش‌گذار به همراه خواهند داشت.

روش‌های کمی اما به واسطه ماهیت محاسباتی خود امکان کاهش چالش‌های فوق‌الذکر را تا حدی فراهم کرده و می‌کوشند تا بستری جهت مذاکرات مستدل ارزش‌گذارها را فراهم آورند. روش‌های کمی متعددی برای ارزش‌گذاری پروژه‌های تحقیقاتی تاکنون ارائه شده است که وجه اشتراک همه آن‌ها رویکردی است که هرکدام به فرآیند ارزش‌گذاری دارند. در حالت کلی سه رویکرد اصلی در ارزش‌گذاری پروژه های تحقیقاتی وجود دارد که عبارت‌اند از:

رویکرد بازار: این رویکرد با توجه به قیمت تعیین‌شده در بازار رقابتی، اقدام به ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی می‌کند که منبع دریافت این قیمت‌ها می‌تواند یکی از این دو مورد باشد:

قیمت بازار: در مواقعی که یک دارایی با خصوصیات یکسان در بازار موجود باشد، کارشناس می‌تواند با استعلام قیمت آن از بازار، ارزش آن را برآورد کند.

نظر کارشناس خبره: در مواردی می‌توان با کمک گرفتن از کارشناسان خبره در مورد دارایی استعلام قیمت کرد.

رویکرد هزینه‌ای: این رویکرد مبتنی بر هزینه بوده و بر سه نوع است:

روش جایگزینی: با استعلام قیمت یک دارایی با ویژگی‌های ذاتی مشابه و یا خصوصیات رضایت‌بخش جایگزین با دارایی مورد نظر

روش هزینه تولید مجدد: با برآورد میزان هزینه‌های مورد نیاز برای باز تولید خدمت یا محصول تحت بررسی

هزینه‌های واقعی: با برآورد کلیه هزینه‌های صورت گرفته تاکنون

رویکرد درآمدی: در این رویکرد ارزش یک دارایی بر اساس پیش‌بینی درآمد ناشی از آن دارایی و بر اساس جداول مالی از جمله گردش وجوه نقد، تعیین می‌گردد.

 روش‌های بازار محور در ارزش‌گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی

روش‌های بازار محور، مبتنی بر مقایسه و الگوبرداری از پرداخت‌های مربوط به دیگر مبادلات فنّاوری می‌باشد که فنّاوری مورد معامله آن‌ها قابلیت مقایسه نسبتاً خوبی را با فنّاوری مورد ارزش‌گذاری دارا می‌باشد.

در ارزش‌گذاری بازار محور، اغلب از سه رویکرد اصلی استفاده می‌شود که عبارت‌اند از:

مقایسه مستقیم با قیمت‌های بازار

این روش بسیار شبیه به روش‌های ارزش‌گذاری در حوزه املاک و مستغلات در نتیجه انتـظار می‌رود مشابه با حوزه املاک و مستغلات، با در نظر گرفتن ملاحظاتی چون موقعیت جغرافیایی. وضعیت اقتصادی، شرایط پرداخت، نوع ارائه حق امتیاز و بسیاری از موارد مقتضی دیگر انجام شود. نکته مثبت در مورد این حالت این است که ارزش منصفانه بازار عینی بوده و این اطمینان در ورد آن وجود خواهد داشت که حداقل یک معامله‌ی واقعی بر مبنای این قیمت در بازار صورت پذیرفته است. اما نکته‌ی منفی در مورد این روش، به ویژگی در حوزه‌هایی همچون NBICS، عدم شفافیت مالی در بازار به واسطه بدیع بودن فناوری‌ها است که اطلاعات را به سمت محرمانه شدن سوق داده و داده‌های مالی شفاف مالی را تا سطح شایعات نویزی تنزل خواهد داد.

نرخ‌های استاندارد صنعت

در این رویکرد، اغلب از استانداردهای عرف در آن صنعت مثل نرخ بازده سرمایه در یک صنعت، نرخ اجاره، طول زمان پرداخت و غیره استفاده شده و از آن برای ارزش‌گذاری و تخمین ارزش منصفانه بازار استفاده می‌شود. این نرخ‌ها در حوزه‌ها و صنایع مختلف متفاوت بوده و همچون حالت قبل که تشریح گردید، در حوزه‌های های‌تک همچون حوزه‌های NBICS به واسطه محرمانه بودن داده‌ها و همچنین محدود بودن تعداد معاملات واقعی صورت گرفته، این نرخ‌های استاندارد صنعت به خوبی استخراج نشده و در صورتی نیز که بیان شده باشد، احتمالاً خطاهای زیادی را به محاسبات ارزش‌گذار تحمیل خواهند نمود.

قواعد سرانگشتی

قواعد سرانگشتی در ارزش‌گذاری بازار محور یک فنّاوری عبارت است از اصولی ساده و کاربردی که می‌تواند به راحتی و به سرعت و در انواع مختلفی از موقعیت‌ها، با استفاده از داده‌های کم و عمومی در دسترس استفاده شود. مثال‌های متعددی را می‌توان برای این قواعد بیان نمود؛ به عنوان مثال در حوزه املاک این قاعده وجود دارد که هزینه رهن کامل یک منزل بین یک چهارم تا یک پنجم قیمت آن ملک می‌باشد. این یک نمونه قاعده سرانگشتی در حوزه املاک می‌باشد که به عنوان مثال در ارزش‌گذاری دارایی‌هایی مشهودی همچون ملک می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، بدین صورت که آخرین رقمی که یک مستاجر آن ملک (یا نزدیک‌ترین ملک شبیه آن) را رهن نموده است پیدا کرده و برای تخمین قیمت آن ملک، عدد مذکور در چهار یا پنج ضرب می‌گردد. چنین قواعدی در حوزه‌های مختلف صنعتی نیز وجود دار که البته باز هم به واسطه نوظهور بودن حوزه‌هایی همچون ‌NBICS، وجود چنین قواعدی هنوز مرسوم نشده است.

روش مقایسه چند معیاره

در این روش ارزش فنّاوری در مقایسه با دیگر فنّاوری‌ها، البته با روشی سیستماتیک و با دیدی جامع، تعیین شود. فرض می‌شود که معیارهای مشخصی وجود دارد که ارزش فنّاوری بر اساس آن‌ها تعیین می‌شود. مراحل به‌کارگیری این روش عبارت است از:

  • تعیین معیارهای مقایسه و یا به عبارتی شاخص‌های ارزش‌گذاری فنّاوری
  • وزن دهی به شاخص‌ها
  • تعیین امتیاز نسبی هر فنّاوری در مورد هر شاخص
  • ترسیم ماتریس مقایسه و تعیین ارزش نهایی

روش‌های هزینه محور در ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی

اگر در روش‌های بازار محور، عامل کلیدی در تعیین ارزش منصفانه دارایی، بازار بود، در روش‌های هزینه محور، این عامل تعیین کننده، هزینه‌های صرف شده می‌باشد. در واقع روش‌های هزینه محور بدون در نظر گرفتن ارزش برند، جذابیت طرح برای بازار و مواردی از این دست، تنها هزینه‌های صرف شده را محاسبه کرده و به اصلاح کف ارزش‌گذاری را تعیین می‌نماید. ارزش‌گذاری به کمک روش‌های هزینه محور اغلب با سه رویکرد کلی صورت می‌پذیرد:

هزینه‌های واقعی

شامل هزینه‌هایی مثل هزینه‌های تحقیق و توسعه یا هزینه ثبت اختراع است که خالق فنّاوری برای خلق، توسعه و نگهداری از حقوق مربوط به فنّاوری متحمل می‌شود. جالب اینجاست که نه‌تنها خریداران، که حتی خود فروشندگان فنّاوری نیز عموماً دانش کاملی در مورد هزینه‌های واقعی صرف شده ندارند. چرا که حساب هزینه‌های یک پروژه تحقیق و توسعه تنها بخشی از کل هزینه‌های واقعی خلق یا توسعه فنّاوری مربوطه است. علاوه بر این نیز، هزینه‌های مذکور، مربوط به بیش از یک پروژه بوده است که اعمال تقسیم و تخصیص آن به پروژه‌های مربوطه کار ساده‌ای نیست.

ارزش گذاری طرح ها و پروژه های تحقیقاتیهزینه تولید مجدد

شامل هزینه‌های خلق یک نمونه عینی و واقعی دیگر از فنّاوری مورد ارزش‌گذاری می‌باشد. استفاده از مفهوم هزینه‌های تولید مجدد در مذاکرات خرید فنّاوری، مخصوصاً در مقابل یک فروشنده باتجربه، بیشتر به یک بلف شبیه است تا یک اهرم واقعی برای چانه‌زنی چرا که در چنین رویکردی حقوق مالکیت فکری مربوط به فنّاوری، نیاز به سرمایه‌های کلان و دیگر منابع(از قبیل انسانی، زیرساختی و …)، تأخیر زمانی برای اتصال فنّاوری به بازار و غیره در نظر گرفته نشده است.

معمولاً این‌گونه است که از چند پروژه تحقیق و توسعه تعداد محدودی به بار می‌نشیند. بنابراین خلق یا توسعه یک فنّاوری مشتمل بر ریسک‌های بسیاری بوده است که معمولاً در هزینه‌های خلق مجدد فنّاوری در نظر گرفته نمی‌شود.

هزینه جانشینی

شامل هزینه‌های خرید یک فناوری جایگزین می‌باشد. در واقع در این حالت به جای محاسبه هزینه‌های واقعی و تولید مجدد فناوری تحت بررسی، ارزش‌گذار به دنبال فناوری جایگزینی است که بتواند آن را جانشین فناوری تحت بررسی نماید.

یک فنّاوری جانشین، فنّاوری با خدمات و تسهیلات برابر است که وظایف مشابهی را انجام می‌دهد اما این وظایف را به طرق متفاوتی انجام می‌دهد و هزینه جانشینی کسب یک فنّاوری با خدمات و تسهیلات مشابه با فنّاوری تحت ارزش‌گذاری می‌باشد. یافتن فنّاوری مشابه تقریباً غیرممکن است چرا که بازار فنّاوری، مخصوصاً در کشور ما مشابه با بازار کالا و خدمات، کامل و مشتمل بر اطلاعات متقارن نیست.

روش‌های درآمد محور در ارزش‌گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی

روش ارزش‌ گذاری درآمد محور همان‌گونه که از نامشان پیداست، مبتنی بر منافع اقتصادی حاصل از بهره‌برداری هستند. در این روش‌ها بر مبنای موارد مشابه صنعت و یا صلاحدید مجری طرح، درآمدها و هزینه‌های سال‌های آینده آماده شده و ارزش‌گذاری بر مبنای آن صورت می‌پذیرد. چهار روش اصلی ارزش گذاری پروژه های تحقیقاتی با رویکرد درآمد عبارت‌اند از:

  • روش تنزیل جریان‌های نقدی
  • روش فرست شیکاگو
  • روش سرمایه‌گذاری خطر پذیر
  • روش سرمایه آتی

باید توجه داشت که روش‌های درآمد محور، روش‌هایی برای تعیین ارزش ذاتی فناوری بوده و در برخی موارد نیز برای تعیین بعضی پارامترهای کلیدی ارزش‌گذاری با روش‌های کیفی و یا قواعد سرانگشتی نیز ترکیب می‌شوند.

 

 روش‌های پیشرفته و ترکیبی در ارزش گذاری پروژه و طرح‌های تحقیقاتی

همان‌گونه که بیان گردید، استفاده از هرکدام از روش‌های مبتنی بر بازار، درآمد یا هزینه، معایب و محدودیت‌های خاص خود را دارد، به ویژه در حوزه‌هایی همچون حوزه‌های NBICS که در آن نه می‌توان اطلاعاتی از بازار داشت و تخمینی از هزینه‌های جانشینی و جایگزینی طرح‌های مشابه داشت و نه به واسطه سطوح پایین آمادگی فناوری می‌توان انتظار دریافت فایل پیش‌بینی‌های مالی و تحلیل بر اسا روش‌هایی همچون سرمایه‌گذاری خطرپذیر یا تنزیل جریان‌های نقدی. از این رو در سال‌های اخیر روش‌های جدیدی برای ارزش‌گذاری فناوری توسعه داده شده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

روش‌های مبتنی بر اختیارات واقعی

روش اختیارات واقعی، به ارزش‌گذاری به صورتی انعطاف‌پذیر برای دستیابی به ساختاری مشخص از خلق ارزش در آینده می‌پردازد. به عنوان مثال یک طرح تجاری کسب‌وکار در زمینه تولید سخت‌افزارهای کامپیوتری را در نظر بگیرید. مجریان طرح با توجه به تمرکز سرمایه‌گذاری‌ها در حوزه سخت‌افزار احتمالاً انعطاف کمتری برای ورود به صنعت تجارت الکترونیک (electronic commerce) خواهد داشت، چرا که زیرساخت‌های نرم‌افزاری لازم، نیروی انسانی متخصص حوزه تجارت الکترونیک و پایه مشتریان مناسب را ندارد. در چنین شرایطی اگر ارزش گذاری پروژه به کمک هر کدام از روش‌هایی که پیش از این گفته شد صورت پذیرد، پتانسیل‌های بالقوه طرح برای ورود به حوزه‌های نرم‌افزاری هرکز لحاظ نخواهند شد.

این در حالی است که روش اختیارهای واقعی می‌کوشد تا با ارزش‌گذاری گزینه‌های موجود روبروی یک طرح و اختصاص احتمال برای هرکدام از گزینه‌ها، اقدام به کشف ارزش طرح نماید. در چنین شرایطی اگر از دید ارزش‌گذار، زیرساخت‌های لازم سخت‌افزاری و نرم‌افزاری در طرح به منظور توسعه بازار آتی و ورود به حوزه‌های جدید مشاهده شود، با تحلیلی در فضای عدم قطعیت، سناریوهایی با توابع توزیع احتمالی مختلف تعریف خواهد نمود که سبب لحاظ کردن احتمال موفق شدن طرح در بازار، توسعه و ورود به بازارهای جدید و پیش‌بینی نشده نیز در آن لحاظ شده باشد.

شبیه‌سازی مونت کارلو

روش مونت کارلو ارزش فناوری را به ‌وسیله در نظر گرفتن چندین سناریوی محتمل تعیین می‌کند. در واقع مونت کارلو در ارزش‌گذاری فناوری از یک شبیه‌سازی استفاده می‌کند؛ در این شبیه‌سازی ده‌ها متغیر، مثل کاهش قیمت محصولات، فناوری‌های جایگزین و تغییر در بازار محصول مشخص شده و هزاران مسیر محتمل، بر اساس تغییر در متغیرهای شناسایی ‌شده، برای تکامل و تغییر شرایط بررسی می‌شود.

همان‌گونه که گفته شد، استفاده از هرکدام از این رویکردها و مجموعه روش‌ها، معایب و مزایی را با خود به همراه خواهند داشت که برخی از آن‌ها در جدول زیر به اختصار آورده شده است.

روش

مزایا

معایب

روش‌های بازار محور

سرعت نسبتاً بالا در صورت وجود اطلاعات

عدم نیاز به محاسبه قیمت در شرایط فروش غیر انحصاری

بر پایه اطلاعات واقعی

کمبود یا عدم دسترسی به اطلاعات بازار

عدم کاربرد برای فناوری‌های منحصربه‌فرد همچون حوزه‌های NBICS

روش‌های هزینه محور سادگی

سرعت بالا

کاربرد آسان

عدم نیاز به نیروی خبره

کم‌هزینه

عدم توجه به درآمدهای فناوری

نادرستی استخراج هزینه‌های فناوری به شیوه حسابداری

در نظر نگرفتن ارزش‌های حاصل از توسعه در آینده

روش‌های درآمد محور قیمت‌گذاری بر مبنای سودهای مترتب از فناوری

امکان تعریف شاخص‌های کلیدی عملکرد برای طرح

امکان تحلیل خروجی تصمیم‌های استراتژیک

عدم توجه به ریسک‌ها و فرصت‌های حاصل از فناوری و بر پایه پیش‌بینی آینده بودن

عدم قطعیت بسیار بالا در درآمدها و هزینه‌های پیش‌بینی شده

روش‌های پیشرفته محاسبه علمی ریسک‌ها و فرصت‌ها (مناسب برای فناوری‌های با ریسک بالا)

دقت بالا در تخمین و افزایش هوشمندی سیستم

نیاز به نیروی انسانی متبحر

محاسبات پیچیده و زمان‌بر

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 نظر
  1. حافظ می گوید

    سلام؛ مطلب آموزنده ای بود. ممنون.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.