ارزش گذاری استارتاپ به روش تجمیع عوامل ریسک (Risk Factor Summation Method)

از میان روش های ارزش گذاری استارتاپ ، روش تجمیع عوامل ریسک (Risk Factor Summation Method)، یکی دیگر از روش‌های کیفی ارزش گذاری است که اغلب زمانی به کار برده می‌شود که استارتاپ به درامد نرسیده و پیش‌بینی‌های مالی او نیز قابلیت اطمینان بالایی ندارند. روش ارزش گذاری تجمیع عوامل ریسک که بیشتر توسط فرشتگان کسب و کار و سرمایه‌گذاران خطرپذیر مراحل ابتدایی به کار برده می‌شود، همچون چون روش کارت‌های امتیازدهی و یا روش برکوس، ارزش استارتاپ پیش از تزریق سرمایه را به شما می‌دهد و فلسفه و نگاهش به ارزش گذاری بدین صورت است که با توجه به شناختی که از زیست بوم استارتاپی دارد، ریسک‌های پیش روی کسب و کار را کمی کرده و اثر مجموع این ریسک‌ها را روی ارزش پیش از تزریق سرمایهٔ استارتاپ لحاظ می‌نماید. بدین صورت که هرچه ریسک‌های پیش روی کسب و کار اثر نامطلوب بیشتری داشته باشند، ارزش استارتاپ کمتر در نظر گرفته شده و هرچه مجموع این ریسک‌ها فرصت‌های بیشتری را پیش روی استارتاپ قرار دهند، ارزش بیشتری برای آن در نظر گرفته خواهد شد. در رابطه با هدف و لزوم ارزش گذاری استارتاپ ها، تیم تحریریه رتیبا مقاله‌ی دیگری با محوریت ارزش گذاری نگاشته است، که در صورت علاقمندی به این موضوع پیشنهاد می کنیم، آن مقاله را نیز مطالعه کنید.

دسته ی دوازده گانه عوامل ریسک در استارتاپ‌ها

در نظر گرفتن ریسک های پیش روی کسب و کار، بستگی به حوزه فعالیت استارتاپ، میزان بلوغ و سایر شرایطی است که ارزشگذار در نظر گرفته و مانند روش کارت‌های امتیازدهی، پرسشنامه‌ای مشخص برای آن وجود ندارد. گاه ممکن است که به واسطه ماهیت کسب و کار، ریسک عملیاتی (مدیریتی) کسب و کار پررنگ شده و ارزشگذار در فرآیند تحلیل و ارزیابی موشکافانه کسب و کار برای بهتر کمی کردن آن، جنبه‌های مختلفی را برای آن در نظر بگیرد، گاهی نیز ممکن است که ریسک‌های محیطی بیشتر مورد بررسی ارزشگذار قرار گیرد. اما در حالت کلی می‌توان مهمترین منابع و عوامل ریسک استارتاپ‌ها در دوازده دسته، تقسیم بندی کرد:

تجمیع عوامل ریسک
روش ارزش گذای به روش تجمیع عوامل ریسک

ریسک مدیریتی (Management Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

برای بررسی ریسکهای مدیریتی باید بیشتر به بررسی شخصیت و روحیات بنیانگذار استارتاپ و همچنین تیم مدیریتی کسب و کار پرداخت. هرچه سوابق کاری مرتبط، روحیه مشاوره پذیری، همدلی تیمی، توانمندی فنی در تیم بیشتر باشد، ریسک مدیریتی کاهش یافته و استارتاپ امتیاز بیشتری از این بخش کسب خواهد نمود.

ریسک بلوغ کسب و کار (Stage of Business Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

هرچه استارتاپ در مراحل اولیه بلوغ کسب و کار خود باشد، احتمال شکست آن بالاتر بوده و طبیعتاً سرمایه گذاری روی آن، ریسک بیشتری را برای سرمایه گذار به همراه خواهد داشت.

ریسک سیاسی و قانونی (Legislation / Political Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

عوامل سیاسی و قانونی مختلفی می‌توانند روی موفقیت یا عدم موفقیت کسب و کار تاثیرگذار باشند. عواملی همچون: قوانین کار و تجارت، سیاست‌های مالیاتی، تغییر در تعرفه‌ها، مقررات مرتبط با مجوزهای فعالیت کسب و کارها و غیره. این هنر ارزشگذار است که ضمن بررسی وضعیت استارتاپ، با توجه به بازار هدف مدنظر، ریسک‌های سیاسی و قانونی کسب و کار را بررسی کرده و به درستی بالا یا پایین بودن ریسک برای آن قسمت را به صورت کمی در فرآیند ارزشگذاری استارتاپ لحاظ نماید

ریسک تولید (Manufacturing Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

تولید یک محصول توسط تیم استارتاپ مستلزم اطمینان از کلیه بخشهای زنجیره تأمین آن محصول بوده و بالا بودن ریسک تأمین یکی از بخش‌های زنجیره تأمین می‌تواند کل فرآیند تولید را با خطر روبرو نماید.

ریسک فروش و بازاریابی (Sales and Marketing Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

هرچه محصول یا خدمت ارائه شده همخوانی بیشتری با نیازهای مشتریان داشته باشد، ریسک فروش و بازاریابی محصول کاهش یافته و استارتاپ امتیاز بیشتری از این قسمت کسب خواهد نمود. علاوه بر این می‌توان به این موارد نیز در کمی کردن ریسک فروش و بازاریابی و امتیاز دادن به استارتاپ توجه کرد: تحقیقات بازار صحیح و جامع، اندازه بازار جذاب برای سرمایه گذار، برنامه بازاریابی منسجم، انتخاب کانال‌های بازاریابی و فروش صحیح و شرکای تجاری قوی

ریسک افزایش سرمایه (Funding / Capital raising Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

یکی دیگر از مواردی که یک سرمایه گذار خطرپذیر در ارزش گذاری استارت آپ به آن توجه دارد، ریسک‌های مرتبط با افزایش سرمایه در مراحل بعدی است. این که آیا سرمایه گذاران دیگری در مراحل بعدی وجود دارند که روی این طرح سرمایه گذاری نموده و به رشد نمایی کسب و کار کمک نمایند؟ این که آیا رشد کسب و کار نمایی و مقیاس پذیر است؟ آیا استارتاپ پتانسیل یک خروج سودآور برای کسب و کار را دارد؟ آیا سرمایه گذاری روی این طرح، بازده مطلوب مدنظر برای سرمایه گذار خطرپذیر را به همراه دارد؟

معیار ارزش گذاری

ریسک رقابت (Competition Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

برای بررسی ریسک رقابت، همانگونه که از نامش پیداست، لازم است که به بررسی شدت رقابتی بودن فضای کسب و کار پرداخته شود؛ اینکه استارتاپ در بازار هدف خود چند رقیب مستقیم و غیرمستقیم دارد؟ سهم بازار رقبا چقدر است؟ چقدر احتمال دارد که این طرح بازاری جدید ایجاد کند یا سهم رقبای خود را در همان بازار از آن خود کند؟ چقدر احتمال دارد در آینده رقبایی وارد این حوزه شده و کار را برای این تیم سخت نمایند.

ریسک فناوری (Technology Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

بررسی ریسک‌های فناوری مستلزم اطمینان یافتن از وجود زیرساخت‌های لازم برای فناوری مدنظر است؛ اینکه چقدر استفاده از فناوری مذکور با رفتار مشتریان در آن بازار هدف همخوانی دارد، چقدر زیرساخت‌های سخت افزاری موجود در بازار هدف، اجازه استفاده از این فناوری را به مشتریان می‌دهد؛ و مسائلی از این دست که روی ارزش گذاری استارتاپ نوپا می‌توانند تاثیرگذار باشند.

ریسک حقوقی (Litigation Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

همانگونه که احتمالا به کرات خبر فیلتر شدن استارتاپهای فعال در زیست بوم استارتاپی ایران را شنیده اید، میدانید که داشتن مجوز فعالیت برای یک استارتاپ امری حیاتی بوده و ریسک متوقف شدن کسب و کار را کاهش خواهد داد. علاوه بر این در بررسی ریسک حقوقی استارتاپ، ارزشگذار باید توجه داشته باشد که استارتاپ تحت بررسی به واسطه ماهیت کسب و کار خود چقدر مستعد این است که علیرغم داشتن مجوزهای لازم، به واسطه شکایت یک شخصیت حقیقی یا حقوقی، فعالیتش متوقف شده و درگیر یک شونده حقوقی شود.

ریسک بین المللی (International Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

گاه عوامل بین المللی نیز میتوانند سبب افزایش یا کاهش ریسک یک کسب و کار شوند؛ عواملی همچون تحریم‌های بین المللی، نوسانات نرخ ارز یا روابط مناسب کشورها که میتواند منجر به ورود سرمایه گذاران خارجی شود. هرچه روابط بین المللی کشوری که استراتاپ در آن مشغول به فعالیت است بهتر باشد، ثبات در بازار استارتاپ بیشتر بوده و طبیعتا امکان توسعه کسب و کار افزایش و متعاقبا احتمال شکست کاهش خواهد یافت.

ریسک شهرت (Reputation Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

شهرت اگرچه همواره نکته ای مثبت در مورد یک کسب و کار است، اما باید توجه داشت که ریسک هایی را نیز با خود به همراه خواهد داشت. افزایش شهرت و آگاهی از برند یک استارتاپ سبب خواهد شد رفتار مدیران کسب و کار، کارمندان و هرآنچه که به آن استراتاپ مربوط میشود زیر ذره بین قرار گرفته و یک اشتباه کوچک، ضربه ای جبران نشدنی به اعتبار یک برند وارد نماید.

ریسک سودآوری بالقوه (Potential Lucrative Risk) در روش تجمیع عوامل ریسک

نگاهی به بازار هدف استارتاپ، زیرساخت‌های فنی و قانونی و تکنولوژیک و البته ایده‌ی کسب و کار، میتواند به ارزشگذار کمک نماید که ایده کسب و کار چقدر به صورت بالقوه سودآور است. در این راه بررسی نمونه های موفق خارجی (در صورت وجود) همخوانی محصول با نیازهای مشتریان و غیره، میتوانند به ارزشگذار برای بررسی ریسک سودآوری بالقوه کمک نماید.

پیاده سازی روش ارزشگذاری تجمیع عوامل ریسک بدین صورت است که وضعیت استارتاپ از منظر هرکدام از 12 منبع ریسک فوق بررسی شده، بسته به اینکه عامل ریسک چه تاثیری در عملکرد آینده استارتاپ خواهد داشت، امتیازی بین مثبت دو تا منفی دو به آن داده میشود؛ امتیازها با یکدیگر جمع شده و امتیاز نهایی استارتاپ محاسبه میگردد. بسته به حوزه فعالیت استارتاپ و بازار هدفی که میخواهد در آن به فعالیت بپردازد، میانگین ارزش پیش از تزریق سرمایه استارتاپهای مشابه استارتاپ تحت بررسی را تعیین مینماییم. هر امتیاز به دست آمده از این روش، معادل 8 تا 12 درصد میانگین ارزش پیش از تزریق سرمایه ی استارتاپهای مشابه در بازار هدف مشابه استارتاپ تحت بررسی میباشد. به عنوان مثال اگر این مقدار میانگین در بازار ایران یک میلیارد تومان باشد، هر امتیاز به معنای 80 تا 120 میلیون تومان میباشد که در صورتی که امتیاز مثبت باشد، این عدد میبایست به مقدار میانگین ارزش استارت آپ ها اضافه شده و در صورتی که منفی باشد، میبایست از آن کسر گردد.

اگر قصد ارزش گذاری استارتاپ و یا کسب و کار خود را دارید، فرم درخواست ارزش گذاری را تکمیل نمایید. کارشناسان ارزش گذاری رتیبا در کوتاه ترین زمان ممکن با شما تماس خواهند گرفت.

یک مثال حل شده برای درک بهتر روش تجمیع عوامل ریسک

جهت ارائه بهتر مطلب، در این قسمت، به عنوان مثال، ارزشگذاری استارتاپ به روش تجمیع عوامل ریسک به صورت گام به گام ارائه گردیده است. لازم به ذکر است که کلیه داده‌های ارزشگذاری غیرواقعی بوده و متعلق به استارتاپ خاصی نمی‌باشد.

فرض کنید تیمی متشکل از برنامه‌نویسان قوی، با سوابق فنی قابل قبول، استارتاپی را راه اندازی کرده اند که قرار است در زمینه فروش اینترنتی خودروهای دست دوم فعالیت نمایند. محصول اولیه آنها که وبسایت و اپلیکیشن است اماده بوده و تست‌های اولیه حاکی از مطلوب بودن عملکرد آن است. مبنای امتیازدهی به هر بخش بدین صورت است که در صورتی که عامل ریسک اثر بسیار مطلوبی در عملکرد آینده استارت‌آپ داشته باشد امتیاز 2+، اگر اثر مطلوبی داشته باشد امتیاز 1+، اگر اثری نداشته باشد امتیاز صفر، اگر اثر نامطلوبی داشته باشد امتیاز 1- و در صورتی که اثر بسیار نامطلوبی داشته باشد، امتیاز 2- را کسب خواهد نمود. در این صورت برای مثال مذکور خواهیم داشت:

  1. ریسک مدیریتی (Management Risk)
    • نتیجه بررسی: سابقه مدیریتی (فنی، مالی، تولیدی و غیره) تیم مدیریتی کسب و کار قابل قبول بوده و به واسطه مصاحبه های صورت گرفته، به نظر می‌رسد که همدلی تیم مدیرتی سبب کاهش ریسک خواهند شد.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت 1+ باشد.
  2. ریسک بلوغ کسب و کار (Stage of Business Risk)
    • نتیجه بررسی: استارتاپ در مراحل اولیه از بلوغ بوده و هنوز در فضای واقعی کسب و کار قرار نگرفته است.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت 2- باشد.
  3. ریسک سیاسی و قانونی (Legislation / Political Risk)
    • نتیجه بررسی: فضای سیاسی و زیرساختهای قانونی مانعی بای کسب و کار نخواهند بود.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت صفر باشد.
  4. ریسک تولید (Manufacturing Risk)
    • نتیجه بررسی: استارتاپ تحت بررسی محصولی فیزیکی را ارائه نکرده و ریسکهای تولید اثر چندانی روی عملکرد کسب و کار نخواهد داشت.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت صفر باشد.
  5. ریسک فروش و بازاریابی (Sales and Marketing Risk)
    • نتیجه بررسی: بازار خودرو در چند سال اخیر به واسطه جذابیتهایی که دارد مورد توجه استارتاپها قرار گرفته و رقابتی شدن فضا، شرایط را برای فروش سخت و هزینه های بازاریابی را افزایش داده است.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت 1- باشد.
  6. ریسک افزایش سرمایه (Funding / Capital raising Risk)
    • نتیجه بررسی: فضای رقابتی کسب و کار سبب افزایش هزینه های بازاریابی شده و استارتاپها را عملا وارد ماراتنی خواهد کرد که برنده آن استارتاپی است که سرمایه بیشتری در اختیار دارد؛ بنابراین لزوم افزایش سرمایه در مراحل آتی، جدی به نظر میرسد.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت 1- باشد.
  7. ریسک رقابت (Competition Risk)
    • نتیجه بررسی: همانگونه که اشاره گردید، فضای بازار خودرو رقابتی بوده و از این منظر پرریسک میباشد.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت 2- باشد.
  8. ریسک فناوری (Technology Risk)
    • نتیجه بررسی: به واسطه توامندی های تیم، محصول ارائه شده از تکنولوژی های بالایی برخوردار بوده و به نظر میرسد که با زیرساخت های سخت افزاری و تکنولوژیک بازار هدف کسب و کار همخوانی داشته باشد.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت 1+ باشد.
  9. ریسک حقوقی (Litigation Risk)
    • نتیجه بررسی: فضای کاری کسب و کار به گونه ای نیست که ریسکهای حقوقی تهدیدش نماید.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت صفر باشد.
  10. ریسک بین المللی (International Risk)
    • نتیجه بررسی: فضای کاری کسب و کار به گونه ای نیست که ریسکهای بین المللی تهدیدش نماید.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت صفر باشد.
  11. ریسک شهرت (Reputation Risk)
    • نتیجه بررسی: فضای کاری کسب و کار به گونه ای نیست که ریسک شهرت تهدیدش نماید.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت صفر باشد.
  12. ریسک سودآوری بالقوه (Potential Lucrative Risk)
    • نتیجه بررسی: اندازه بازار خودرو، نبود یک لیدر بازار و وجود زیرساختهای سخت افزاری و تکنولوژیک، همگی موید آن هستند که ایده کسب و کار به صورت بالقوه ایده ای سودآور است.
    • فرض کنید امتیاز در نظر گرفته شده برای این قسمت 1+ باشد.

حال در صورتی که امتیازهای دوازده بخش فوق را جمع نماییم، خواهیم داشت:

ریسک مدیریتی (Management Risk)

1+

ریسک بلوغ کسب و کار (Stage of Business Risk)

2-
ریسک سیاسی و قانونی (Legislation / Political Risk) 0

ریسک تولید (Manufacturing Risk)

0

ریسک فروش و بازاریابی (Sales and Marketing Risk)

1-

ریسک افزایش سرمایه (Funding / Capital raising Risk)

1-

ریسک رقابت (Competition Risk)

2-

ریسک فناوری (Technology Risk)

1+

ریسک حقوقی (Litigation Risk)

0

ریسک بین المللی (International Risk)

0

ریسک شهرت (Reputation Risk)

0
ریسک سودآوری بالقوه (Potential Lucrative Risk) 1+

مجموع

3

از طرفی دیگر فرض کنید که می‌دانیم که استارتاپ در مرحله جذب بذرمایه بوده و میانگین ارزش پیش از تزریق سرمایه استارتاپ‌های مشابه در ایران، در مرحله بذرمایه، بین 900 تا 1100 میلیون تومان می‌باشد که ما در این مثال فرض می‌کنیم که این رقم یک میلیارد تومان می‌باشد. که در این صورت ارزش هر امتیاز روش تجمیع عوامل ریسک چیزی در حدود 37 تا 45 میلیون تومان خواهد بود که این به معنای آن است که باید 111 تا 135 میلیون تومان از رقم میانگین ارزش پیش از تزریق سرمایه استارتاپ‌های مشابه در ایران کسر گردد. در نتیجه ارزش استارتاپ مثال زده شده، چیزی در حدود 789 تا 965 میلیون تومان خواهد بود.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.