بررسی ارزش گذاری استارتاپ به روش ضرایب (Multiples Method)

روش ضرایب یکی دیگر از روش‌های نسبی است که برای ارزش گذاری استارتاپ‌هایی که به درآمد و احتمالاً سود رسیده‌اند، توسط نهادهای سرمایه‌گذاری خطرپذیر، به کار برده می‌شود.

ارزش گذاری به روش ضرایب چگونه است؟

در میان روش های ارزش گذاری ،رویکرد این روش مشابه آن چیزی است که در روش مقایسه‌ای بدان اشاره گردید؛ یعنی با مقایسه داده‌های مالی استارتاپ‌های حوزه‌های مشابه می‌توان به تخمینی برای ارزش حدودی استارتاپ تحت بررسی رسید. در روش ارزش گذاری مقایسه‌ای، شما ارزش استارتاپ بنچ‌مارک شده در حوزه فعالیت خود را تقسیم بر یکی از شاخص‌های کلیدی عملکردی می‌کنید که داده‌هایش را در اختیار داری، سپس نسبت به دست آمده را در شاخص کلیدی عملکرد متناظ در استارتاپ تحت بررسی خود ضرب کرده و ارزش استارتاپ را به دست می‌آوردید. در روش ضرایب نیز رویکرد ارزش گذاری تقریباً همین حالت است. در واقع در روش ضرایب، شما می‌بایست به جای قرار دادن عدد یک شاخص کلیدی عملکرد، از یک شاخص مالی مربوط به آن کسب و کار استفاده نمایید. شاخصی مثل درآمد یا EBITDA.

ارزش گذاری به روش ضرایب
ارزش گذاری به روش ضرایب

تفاوت ارزش گذاری روش ضرایب با روش مقایسه ای

یکی دیگر از تفاوت‌های روش مقایسه‌ای و روش ضرایب این است که در روش ضرایب می‌توان از داده‌های افشا شده‌ی مالی کسب و کارهایی که در بورس حضور داردن استفاده نمود. با نگاهی به سایت www.tsetmc.com می‌توان مشاهده نمود که اطلاعات مالی بسیاری از کسب و کارها در حوزه‌های مختلف به صورت شفاف ارائه شده است، اطلاعاتی همچون: ارزش بازار یا مارکت‌کپ شرکت، تعداد سهام، ارزش هر سهم، EPS و نسبت P/E و غیره.

شیوه ی کار ارزشگذاری با روش ضرایب چگونه است؟

به طور خلاصه می‌توان گفت که ارزش گذاری به روش ضرایب به این صورت عمل می‌کند که تعدادی شرکت فعال در بورس که حوزه فعالیت کسب و کارشان تشابه زیادی با حوزه فعالیت استارتاپ تحت بررسی دارد انتخاب کرده، نسبت‌های مالی انها همچون نسبت EV/R یا EV/EBITDA را به دست آورده و مقدار پارامتر قرار گرفته در مخرج این نسبت را، برای استارتاپ تحت بررسی خود، در این نسبت ضریب کرده و ارزش استارتاپ تحت بررسی را تخمین می‌زنند. گاه از داده‌های آخرین سال مالی استارتاپ تحت بررسی استفاده می‌شود، گاه برای میل دادن نتایج ارزش گذاری به آینده‌ی کسب و کار، از داده‌های پیش‌بینی شده استارتاپ استفاده شده و به تناسب آن، با نرخ تنزیل مطلوب خود، ارقام به دست آمده را تنزیل و ارزش فعلی استارتاپ را به کمک داده‌های آینده، محاسبه می‌نمایند. علاوه بر این در انتهای روش ضرایب، از ضریبی تحت عنوان DLOM استفاده می‌شود که در واقع تخفیفی است که استارتاپ به واسطه نقدشوندگی پایین سرمایه‌ای که سرمایه گذار خطرپذیر در این استارتاپ تزریق کرده است، به سرمایه‌گذار می‌دهد.

پارامتر درآمد یا Revenue

از جمله مهمترین شاخص‌های به کار رفته در روش ضرایب، درآمد یا Revenue کسب و کار است. یکی از بهترین راه‌ها برای تعریف درآمد، مقایسه تعریف درآمد با سود و فروش یک کسب و کار است. فرض کنید در حال بررسی یک استارتاپ فروش آنلاین بلیت سینما هستید که به ازای فروش هر بلیت یک درصد مشخص را به عنوان کمیسیون برداشت کرده و به حساب خود واریز می‌نماید. اگر ارزش کل بلیت‌هایی که این استارتاپ در ماه اول  صادر کرده باشد، ۱۰ میلیارد تومان باشد، این رقم، مجموع فروش ماهانه این استارتاپ خواهد بود؛ یعنی رقمی که مشتریان به حساب شرکت واریز کرده و بلیت‌های خود را دریافت نموده‌اند. اگر استارتاپ کمیسیون خود را از این رقم (به عنوان مثال ۱۰ درصد) برداشت کرده و مابقی را طبق قرارداد خود با سینماها-به عنوان مثال در انتهای هر ماه- واریز نماید، درآمد حاصل از فروش این استارتاپ در ماه، یک میلیارد تومان خواهد بود که به عنوان خالص جریان نقدی ورودی به کسب و کار نیز تلقی می‌شود. اما تحقق این درآمد قطعاً هزینه‌هایی نیز برای استارتاپ به همراه داشته، هزینه‌های ثابت و متغیری همچون حقوق و دستمزد، کمپین‌های بازاریابی، اجاره دفتر و غیره؛ در صورتی که کل این هزینه‌ها از درآمد کسر گردد، سود شرکت مشخص خواهد شد.

پارامتر ارزش سرمایه‌گذاری یا Enterprise Value یا به اختصار EV:

ارزش سرمایه‌گذاری که به کرات از آن روش ضرایب استفاده می‌گردد، در واقع ارزش بازار آن شرکت یا نهاد اقتصادی را با توجه به ارزشی که در بازار معامله می‌شود، پول‌های نقدی که در حساب‌های شرکت وجود دارد و البته بدهی‌های شرکت، بیان می‌کند. عددی که ارزش سرمایه‌گذاری بیان می‌کند، دقیق‌تر از عددی است که ارزش بازار یا همان مارکت کپ به دست می‌آید چرا که وقتی شما کسب و کاری را خریداری می‌کنید، کل کسب و کار و ارزش بازار آن را به انضمام بدهی‌ها و پول نقدی که در حساب‌های شرکت است دارید می‌خرید. بنابراین می‌بایست پول‌های نقد موجود در حساب شرکت را از مارکت‌کپ کسر کرده و بدهی‌های شرکت را بدان اضافه نمایید. در واقع رابطه محاسبه‌ی ارزش سرمایه‌گذاری یک کسب و کار را می‌توان بدین صورت نوشت:

ارزش سرمایه‌گذاری برابر است با: ارزش بازار منهای (وجه نقد+سرمایه‌گذاری‌های کوتاه‌مدت+دارایی‌های نگهداشته شده برای فروش) به اضافه‌ی (بدهی‌های بهره‌دار بلندمدت+بدهی‌های بهره‌دار کوتاه‌مدت)

پارامتر سود پیش از کسر بهره و مالیات و استهلاک یا EBITDA:

از دیگر شاخص‌هایی که در ارزش گذاری استارتاپ به روش ضرایب مورد استفاده قرار می‌گیرد، ابیتدا است که در واقع مخفف Earning Before Interest, Tax, Depreciacion and Amortization است که به معنای سود شرکت پیش از کسر هزینه‌های مربوط به بهره، مالیات و استهلاک می‌باشد. ابیتدا یکی از شاخص‌های مهم در تحلیل سودآوری شرکت‌هاست که با حذف کردن اثر تصمیم‌های مالی و حسابداری و استهلاک و مالیات و غیره، تحلیل‌گران را قدار می‌سازد که بتوانند شرکت‌های مختلف در حوزه‌های کاری مختلف را از منظر سودآوری با یکدیگر مقایسه نمایند. در واقع به دلیل اینکه هزینه استهلاک شرکت در محاسبات ابیتدا نظر گرفته نمی‌شود، بنابراین تصمیمات حسابداری که برخاسته از نحوه ثبت دارایی‌ها و نحوه تعیین هزینه استهلاک است و به عملیات واقعی شرکت ارتباطی ندارد، در این معیار در نظر گرفته نمی‌شود. همچنین به دلیل اینکه در محاسبه این معیار،‌ هزینه مالیات در نظر گرفته نمی‌شود، عملاً تصمیمات حسابداری و قوانین بالادستی اقتصادی کشور که بی ارتباط به عملکرد واقعی شرکت است، نیز در این معیار منعکس نمی‌گردد. علاوه بر این به دلیل اینکه در محاسبه این معیار، هزینه بهره لحاظ نمی‌گردد، عملاً تصمیمات مربوط به نحوه تأمین مالی شرکت و نرخ بهره که به عملکرد واقعی شرکت مرتبط نیست، در محاسبه این معیار در نظر گرفته نمی‌شود. به طور خلاصه، برای محاسبه‌ی ابیتدا می‌توان از رابطه‌ی زیر استفاده نمود:

هزینه استهلاک + سود عملیاتی = سود پیش از کسر بهره، مالیات و استهلاک

ارزش گذاری استارتاپ

باید توجه داشت که در استفاده از روش ضرایب، بسته به داده‌های مالی موجود، گاه از نسبت‌های مالی دیگری نیز استفاده می‌شود که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

  • نسبت EV/EBIT که نسبت ارزش سرمایه‌گذاری به سود پیش از کسر بهره و مالیات است.
  • نسبت EV/S که نسبت ارزش سرمایه‌گذاری به فروش شرکت است.
  • نسبت EV/Earning که نسبت ارزش سرمایه‌گذاری به سود خالص شرکت است.
  • نسبت EV/A: که نسبت ارزش سرمایه‌گذاری به دارایی‌های شرکت است.
  • و غیره.

در واقع می‌توان گفت که نسبت مالی به کار رفته در روش ضرایب بسته به شرایط استارتاپ تحت بررسی، مرحله بلوغ کسب و کار، داده‌های مالی در دسترس ارزشگذار و غیره، می‌تواند متغیر باشد. آن چیزی که در انتها می‌خواهیم مجدداً یادآوری نماییم، فلسفه و رویکرد روش ضرایب است: کسب و کارهای مشابه دارای ویژگی‌های مشابه بوده و با استفاده از نسبت‌های مالی یکی، می‌توان ارزش دیگری را تقریب زد.

اگر قصد ارزش گذاری استارتاپ و یا کسب و کار خود را دارید، فرم درخواست ارزش گذاری را تکمیل نمایید. کارشناسان ارزش گذاری رتیبا در کوتاه ترین زمان ممکن با شما تماس خواهند گرفت.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.