هدف و لزوم ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا

ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا می‌تواند بنا به دلایل مختلفی صورت پذیرد، از جمله: افزایش سرمایه، اعطای سهام تشویقی، خروج یکی از سهامدارن، ادغام و تملیک، ورود به بازارهای عمومی و غیره. در این مقاله سعی شده است که ابتدا به هدف از ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا پرداخته شده و سپس در ادامه، به بررسی نکات کلیدی در ارزش گذاری که توسط نهادهای مالی مدنظر قرار داده می‌شود، پرداخته شود. در واقع در این مقاله به دنبال این هستیم که بگوییم:

  • به طور کلی هدف از ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا چیست و چرا باید شما به عنوان یک بنیان‌گزار یا یک کارشناس سرمایه‌گذاری خطرپذیر، با ادبیات ارزشگذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا آشنا باشد؟
  • صنعت و بازاری که کسب و کار در آن مشغول به فعالیت است، چگونه روی ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا اثرگذار است؟
  • میزان بلوغ یک استارتاپ و کسب و کار نوپا، چقدر روی ارزش گذاری آن تاثیرگذار است؟
  • چه روش‌هایی برای ارزش گذاری استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا مرسوم است؟

هدف از ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا

ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا می‌تواندبنا به دلایل مختلفی صورت پذیرد که مهمترین آن‌ها عبارتند از:

  • افزایش سرمایه

    همانگونه که می‌دانید استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا در مراحل مختلف عمر خود، مرتب در حال توسعه محصول و توسعه بازار بوده و به همین دلیل در اغلب سال‌های عمر خود، دارای جریان نقدی‌ای منفی می‌باشند. یکی از راه‌های جبران جریان نقدی منفی کسب و کارهای نوپا، تامین مالی در قالب افزایش سرمایه می‌باشد. در چنین حالتی، هم بنیان‌گذاران استارتاپ و هم سرمایه‌گذارهای خطرپذیر-به عبارت دیگر هر دو طرف مذاکره- لازم است بدانند سرمایه‌ی مورد نیاز کسب و کار، معادل چند درصد از سهام شرکت است که این مساله به کمک ارزش‌گذاری استارتاپ صورت خواهد پذیرفت.

  • واگذاری سهام تشویقی به کارکنان

    شکی نیست که ایده‌هیا خوب در بازارهای بزرگ موفق نخواهند شد، مگر آن که تیمی متخصص و با انگیزه، روی آن تمرکز کرده باشد. پیدا کردن افراد نخبه برای سمت‌ها و پست‌های مختلف کلیدی یک استارتاپ و کسب و کار نوپا، تنها با پیشنهادهای حقوقی بالا میسر نبوده و آن طور که باید و شاید، انگیزه را به مدیران تزریق نخواهد کرد. از این رو است که اغلب کسب و کارها، همواره درصدی از سهام خود را برای واگذاری به مدیران رده‌ی بالای خود در نظر گرفته که علاوه بر حقوق، به ایشان پیشنهاد کرده و رابطه‌ای بلند مدت را به موجب آن شکل دهند. در چنین حالتی نیاز است که بنیان‌گذاران کسب و کار با اطلاع از ارزش هر سهم شرکت، به طراحی پیشنهاد برای مدیران و نیروهای خود پرداخته و این مساله نیز تنها با ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا است که امکان‌پذیر خواهد بود.

  • خروج یکی از سهامداران کسب و کار

    سهامداران استارتاپ و کسب و کارهای نوپا، ممکن است بنا به دلایل مختلفی تصمیم بگیرند که از ترکیب سهامداری خارج شده و سهام خود را بفروشند. گاهی ممکن است که مسیر همکاری بین سهامدار فروشنده و سایر سهامداران کسب و کار به بن‌بست خورده باشد، گاه ممکن است عمر صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیری به پایان رسیده باشد و سهامدار آن ناچار به فروش دارایی‌های خود باشد؛ یا هر دلیل دیگری. در چنین حالتی نیز، ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا اهمیت یافته و نیاز است که این محاسبات صورت پذیرفته و ارزش هر سهم شرکت به ور دقیق محاسبه گردد. هرچند باید توجه داشت که به طور کلی، ارزش سهامی که در ارزش‌گذاری استارتاپ محاسبه می‌شود، با ارزش سهامی که بر مبنای آن سهام شرکت فروخته می‌شود، متفاوت می‌باشد.

  • ادغام و تملیک

    یکی از پنجره‌های خروج سهامداران از ترکیب سهامداری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا، ادغام و تملیک (M&A) می‌باشد. در هر مدلی از توافق، یعنی تملیک کامل یک استارتاپ توسط کسب و کاری دیگر، یا ادغام هر دو برند در قالب تبادل سهام یا رد و بدل شد وجهی نقد و غیره، حتما می‌بایست ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا صورت پذیرفته و ارزش سهام یکی از شرکت‌ها یا هر دو شرکت محاسبه گردد و بر مبنای آن توافق ادغام و تملیک طراحی و نهایی گردد.

  • ورود به بازارهای عمومی یا همان IPO شدن

    مهمترین پنجره خروجی که استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا به آن چشم دوخته‌اند و البته در کشور ما کمتر محقق گردیده است، بحث ورود به بورس است. در چنین حالتی همانگونه که بدیهی به نظر می‌رسد نیاز است که ارزش گذاری کسب و کار صورت پذیرفته و ارزش هر سهم شرکت به طور دقیق محاسبه گردیده و بر مبنای آن، عرضه اولیه سهام صورت پذیرد.

به طور خلاصه میتوان چنین گفت که در تمامی رویدادهای مالی پیش روی یک کسب و کار، ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا مطرح شده و لازم است که ارزش سهام شرکت به صور دقیق محاسبه گردد. یکی از دلایل شکل‌گیری شرکت تحلیلگر برخط کسب و کار (رتیبا)، وجود چنین نیازی در زیست‌بوم استارتاپی ایران بوده است. در واقع رتیبا به عنوان نهادی بی طرف در مذاکرات میان سرمایه‌گذار و کسب و کار، می‌تواند با تحلیل و ارزیابی ارزش ذاتی استارتاپ و کسب و کار نوپا، توافق میان بنیان‌گذاران و سرمایه‌گذاران را تسهیل و تسریع بخشیده و به رشد و توسعه زیست بوم نوآوری کمک نماید. درصورت تمایل به دریافت خدمات ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا، لطفا فرم درخواست ارزش گذاری را  تکمیل کنید. کارشناسان رتیبا در کوتاه‌ترین زمان ممکن با شما تماس خواهند گرفت.

 

ارزش گذاری استارتاپ

آیا بازاری که کسب و کار در آن مشغول به فعالیت است، روی ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا تاثیرگذار خواهد بود؟

خیلی کوتاه و مختصر باید بگویم، بله، صد در صد. یکی از کلیدی‌ترین معیارهای ارزیابی و البته ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا، بازار و صنعتی است که در آن مشغول به فعالیت است. بررسی بازار از جنبه‌های مختلفی می‌تواند روی ارزش گذاری استارتاپ تاثیر گذار باشد که مهمترین آن‌ها عبارتند از:

  • اندازه بازار در دسترس

    یکی از کلیدی‌ترین فاکتورهایی است که در تحلیل بازار پیش روی استارتاپ و کسب و کار نوپا مورد بررسی قرار گرفته و نه تنها روی ارزش گذاری استارتاپ تاثیرگذار می‌باشد که معیاری کلیدی در غربالگری و ارزیابی موشکافانه استارتاپ و کسب و کارهای نوپا می‌باشد. از منظر ارزش گذاری استارتاپ اما، این فاکتور کلیدی در روش‌هایی همچون کارت‌های امتیازدهی به شدت تاثیرگذار بوده و عملا یکی از معیارهایی کلیدی برای تعیین ارزش نسبی استارتاپ در مقایسه با استارتاپ‌ها و کسب و کارهای مشابه آن می‌باشد. به طور خلاصه، هرچه اندازه بازار پیش روی استارتاپ بزرگ‌تر باشد، فرصت‌های پیش روی کسب و کار بیشتر بوده و ارزش بالقوه کسب و کار در انتهای چرخه عمر خود یا همان ارزش پایانی (Terminal Value) افزایش خواهد یافت.

  • فضای رقابت در بازار هدف

    دیگر پارامتری که در ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا تاثیرگذار است، شدت رقابتی است که در بازار پیش روی کسب و کار وجود دارد. اینکه سایر کسب و کارهای فعال در این زمینه، هرکدام چند درصد سهم بازار دارند، اینکه برای دریافت سهم بازار، چقدر از سرمایه‌ی جذب شده توسط استارتاپ لازم است صرف هزینه‌های تبلیغات و بازاریابی گردد و اصطلاحا اقیانوس قرمز است یا آبی. لازم به ذکر است که فضای رقابتی، در روش ارزش گذاری تجمیع عوامل ریسک و روش کارت‌های امتیازدهی نیز، مستقیما تاثیر گذار بوده و در ساید روش‌های مبتنی بر جریان‌های نقدی نیز، به طور مستقیم روی پیش‌بینی مالی و جریان‌های نقدی آتی کسب و کار و متعاقبا به طور غیرمستقیم روی ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا، تاثرگذار خواهد بود. به طور خلاصه می‌توان گفت که هرچه شدت رقابت در بازار هدف کمتر باشد، استارتاپ و کسب و کار نوپا این امکان را خواهد داشت که با سرمایه‌ای کمتر، سهم بازار بیشتری را به دست آورده و ارزش کسب و کار را افزایش دهد.

  • نسبت‌های مالی بازار

    یک از روش‌های پرکاربرد در ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا، روش‌های مبتنی بر ضرایب درآمدی و سود است. در این روش‌ها فرض اساسی بر این است که کسب و کارها در بازارهای مشابه، رفتارهای مالی مشابهی داشته و می‌توان برای ارزش گذاری کسب و کارها از نسبت‌هایی مالی همچون ارزش به درآمد (EV/R) یا ارزش به سود (EV/EBITDA) استفاده نمود.

بنابراین به طور خلاصه می‌توان چنین بیان کرد که بازاری که استارتاپ و کسب و کار نوپا در آن مشغول به فعالیت است، تاثیر قابل توجهی روی ارزش‌گذاری آن کسب و کار داشته و علاوه بر این، روی ارزیابی موشکافانه طرح توسط سرمایه‌گذاران خطرپذیر نیست تاثیر به سزایی خواهد داشت. اما پرسشی که می‌تواند در این جا مطرح شود این است که چگونه می‌توانید ارزش گذاری استارتاپ خود را به بازار دیکته کنید؟

به عبارت دیگر، اگر عرف ارزش گذاری استارتاپ به عنوان مثل در حوزه فناوری‌های بازاریابی (Marketing Technologies) در مرحله اول‌ (Round A) ۲۰ میلیارد ریال است، آیا امکان دارد که ارزش‌گذاری یک استارتاپ مشابه در همان مرحله و در همان بازار ۳۰ میلیارد ریال اعلام شده و بر مبنای آن سرمایه‌گذاری صورت پذیرد؟ پاسخ این است که بله.

باید توجه داشت که عرف بازار، نسبت‌های مالی و اندازه‌ی بازار هدف تنها فاکتورهای مدنظر یک ارزش‌گذار در زمان ارزش گذاری استارتاپ نبوده و بسیاری موارد دیگر همچون مدل کسب و کار، ریسک‌های پیش رو، تاریخچه عملکرد، جریان‌های نقدی و از همه مهمتر تیم کارآفرین؛ همه و همه روی ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا تاثرگذار خواهند بود. بنابراین در صورتی که کسب و کاری دارای مدل کسب و کاری اصطلاحا Disruptive یا برهم‌زننده بازار است، طبیعی است که این انتظار وجود داشته باشد که ارزش گذاری آن نیز متفاوت از ارزش گذاری سایر استارتاپ‌ها و کسب و کارهای مشابه در آن بازار باشد. علاوه بر اصل ایده که می‌تواند نوآورانه و برهم‌زننده بازار باشد، گاه ممکن است یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، در مدل درآمدی خود تغییراتی ایجاد کرده و جریان درآمدی‌هایی خلاقانه را ایجاد کند و بهتر از میانگین بازار عمل نماید. در چنین شرایطی، پیش‌بینی‌های مالی‌ای که به سرمایه‌گذاران ارائه می‌گردد، به خوبی این استراتژی‌های خلاقانه برای توسعه محصول و بازار را، در قالب اعداد و ارقام منعکس خواهند کرد.

اگر به حوزه ی ارزشگذاری و روش های آن علاقه مند هستید، به شما پیشنهاد می کنیم، مقاله ای با مضمون ارزش گذاری را مطالعه نمایید.

آیا میزان بلوغ و مرحله‌ی توسعه، روی ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا تاثرگذار است؟

یکی از مهمترین ریسک‌هایی که در تحلیل و ارزیابی استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا مورد بررسی سرمایه‌گذاران خطپذیر قرار می‌گیرد، ریسک‌های مدیریتی و عملیاتی می‌باشد. باید توجه داشت که صرف وجود ایده‌ای خلاقانه و جذاب در بازاری بکر و بزرگ، کافی نبوده و مهمترین چیز برای رشد و توسعه چنین کسب و کاری با چنین بازار و ایده‌ای، وجود تیمی با انگیزه، متخصص و متمرکز است که بتواند آن ایده را در آن بازار پیاده‌سازی کرده و توسعه دهد. استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا، هرچه در ابتدای چرخه عمر و بلوغ خود باشند، ریسک‌های مدیریتی و عملیاتی بالاتری داشته و طبیعتا این نکته روی ارزش‌گذاری آنها تاثیر گذار خواهد بود.

علاوه بر این، وقتی مدل کسب و کار نوآورانه و خلاقانه‌ای برای یک بازار پیشنهاد می‌گردد، مدت زمانی طول می‌کشد تا متناسب‌سازی محصول با بازار (Product Market Fit) اتفاق افتاده و کارایی چنین ایده‌ای ثابت گردد. به همین دلیل است که استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا در چنین مرحله‌ای، اصطلاحا در دره مرگ خود قرار داشته و همواره در کنار فرآیند پیچیده‌ی متناسب‌سازی محصول با بازار، درگیر یافتن راه حلی برای جبران جریان‌های نقدی منفی کسب و کار خود می‌باشند. کسب و کارهای بالغ‌تر اما، از این مراحل عبور کرده، کانال‌های بهینه ورودی مشتریان خود را یافته، اهرم‌های رشد کسب و کار خود را شناسایی کرده‌اند که این‌ها همه به شدت روی افزایش ارزش کسب و کارشان تاثیر گذار خواهد بود.

بالغ‌تر بودن کسب و کار از یک جنبه‌ی دیگر نیز روی ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا تاثیرگذار خواهد بودو آن، آنجایی است که جریان‌های نقدی ورودی به کسب و کار شروع به افزایش می‌نماید. در واقع هرچه یک استارتاپ یا کسب و کار نوپا، بالغ‌تر می‌شود، توقع می‌رود که رشد بیشتری یافته و متعاقبا سهم بازاری بیشتری را از بازار دریافت نماید و متناسب با آن، درآمد بیشتری نصیب کسب و کار گردد. هرچه درآمد کسب و کار بیشتر شود، در صورتی که مدل کسب و کار مقیاس‌پذیر یا اصطلاحا Scalable باشد، جریان نقدی کسب و کار با نرخ رشدی نمایی، مثبت و مثبت‌تر شده و این مساله روی ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا تاثیرگذار خواهد بود.

بنابراین به طور خلاصه می‌توان چنین گفت که ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا، علاوه بر تاثیرپذیری از بازار و رقبا، از میزان بلوغ و توسعه‌یافتگی کسب و کار نیز تاثیر گرفته و در عمل نیز، انتخاب روش‌های مناسب برای ارزش گذاری استارتاپ، وابستگی شدید به این معیارها خواهد داشت. شرمت رتیبا، تحلیلگر برخط کسب و کار به عنوان مرجعی تخصصی در ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا، این آمادگی را دارد که کسب و کار شما با روش‌های مختلف در فضای عدم قطعیت ارزش گذاری کرده و به شما در رشد و توسعه کسب و کارتا کمک نماید. لطفا برای ارسال درخواست ارزش گذاری استارتاپ، روی تصویر زیر کلیک کرده و پس از وارد کردن مشخصات خود، منتظر تماس کارشناس ارزش گذاری رتیبا باشد.

ارزش گذرای استارتاپ

روش‌هایی تخمینی برای ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا

ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا همانگونه که در مطلب “روش ارزش گذاری استارتاپ” به طور کامل بیان گردیده است، می‌تواند به کمک رویکردها و روش‌های مختلفی صورت پذیرد. همانگونه که پیش از این نیز بیان گردید، انتخاب رویکرد و روش ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا، به ایده، بازار، مدل کسب و کار، فضای رقابت، ریسک‌ها، میزان بلوغ، وضعیت داده‌های مالی و جریان‌های نقدی و ده‌ها عوامل دیگد بستگی داشته و ارزش‌گذار با توجه به ملاحظات پورتفولیوی سرمایه‌گذاری، تصمیم خواهد گرفت که از کدام رویکرد(ها) و روش(ها) برای ارزش گذاری استارتاپ و کسب و کار نوپا استفاده نماید.

همانگونه که در مطلب روش ارزش گذاری استارتاپ بیان گردیده است، بیش از ۱۵ روش ارزش‌گذاری استارتاپ وجود دارد که در آن از رویکردهای مالی، کیفی و شهودی، نسبی و غیره استفاده گردیده است. استفاده از هرکدام از این روش‌ها، کاری بسیار تخصصی بوده که پیشنهاد می‌کنیم جهت دریافت مشاوره تخصصی از کارشناسان ارزش گذاری رتیبا، فرم درخواست ارزش گذاری استارتاپ را پر کرده و منتظر تماس تلفنی کارشناس رتیبا باشد. اما گاهی بنیان‌گذاران کسب و کارها و یا حتی سرمایه‌گذاران خطرپذیر، نیاز دارند که در جلسه‌ی مذاکره، به صورت کاملا سرانگشتی و تخمینی، حدود ارزش کسب و کار را محاسبه کرده و وضعیت کلی پیشنهاد ارائه شده را تحلیل نمایند. این اتفاق در اغلب موارد در جلسات ارائه استارتاپ‌های مراحل اولی (Early Stages) اتفاق خواهد افتاد چرا که ارزش گذاری استارتاپ ها و کسب و کارهای بالغ‌تر نیازمند ارزش‌گذاری دقیق و تحلیل داده‌های مالی ایشان می‌باشد. جهت انجام چنین برآوردهایی نیاز است که ابتدا به پیدا کردن پاسخ این پرسش‌ها بپردازید:

میانگین درآمد سه ماه اخیر کسب و کار چقدر است؟

همانگونه که پیش از این نیز بیان گردید، در هر صورت یکی از روش‌های سرانگشتی ارزش گذاری استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا، استفاده از نسبت‌های مالی و روش‌های ضرایب است. استفاده از این مدل ارزش گذاری سریع استارتاپ، بستگی به حوزه فعالیت کسب و کار، میزان بلوغ و توسعه‌یافتگی استارتاپ، ملاحظات ارزش‌گذار و بسیاری عوامل دیگر دارد. فرض کنیم که شما سرمایه‌گذاری خطرپذیر در مراحل اولیه (Early Stages) هستید که در جلسه مشغول شنیدن ارائه‌ی یک استارتاپ در حوزه‌ی فناوری‌های مالی (Financial Technologies) بوده و در فایل ارائه یا همان PitchDeck استارتاپ می‌بینید که بیان شده است، میانگین درآمد سه ماهه اخیر کسب و کار، ۱۵۰ میلیون تومان بوده است. با یک حساب سرانگشتی و البته تقریب‌های فراوان، می‌توان گفت که در یکسال گذشته در بهترین حالت یک میلیارد و هشتصد میلیون تومان، درآمد این کسب و کار بوده است. هرچند باید توجه داشت که استارتاپ‌ها مدام در حال رشد بوده و طبیعی است که استفاده از میانگین درآمد سه ماهه اخیر کسب و کار، نمیتواند یک دوازدهم کل درآمد سال قبل آن باشد. اما بیاید این فرض ساده را پذیرفته و پیش برویم. در این حالت شما با کسب و کاری مواجه خواهید بود که در یک سال گذشته ۱۸۰۰ میلیون ریال درآمد داشته و الان برای جذب سرمایه‌ی مرحله اول (Round A) خود، به شما مراجعه نموده است. از طرفی دیگر شما می‌دانید که در این مرحله و به طور مشخص در این حوزه از فعالیت کسب و کارها، شما از نسبت ارزش به درآمدی (EV/R) در حدود ۹ تا ۱۰ برای ارزشگذاری استارتاپ‌هایی مشابه، استفاده می‌نمایید. در این صورت خیلی سریع و با یک ضرب ساده خواهید فهمید که ارزش چنین کسب و کاری، با توجه به وضع موجود و عملکردی که داشته، در بهترین حالت چیزی در حدود ۱۶۲۰ میلیون ریال تا نهایتا ۱۸۰۰ میلیون ریال خواهد بود.

آخرین ارزش‌گذاری‌های صورت گرفته در حوزه‌های مشابه چقدر بوده است؟

هرچقدر هم که وضعیت یک استارتاپ یا کسب و کاری نوپا، تحت تاثیر پارامترهای مالی و شاخص‌های کلیدی عملکردی‌اش باشد، باز هم سرمایه‌گذاران خطرپذیر در جلسات ارائه‌ی طرح، در ذهن‌شان مدام در حال مرور ارزشگذاری‌های افشا شده‌ی استارتاپ‌های مشابه می‌باشند. این کار، نوعی استفاده از روش ارزشگذاری ارزش منصفانه بازار (Market Fair Value Method) می‌باشد که به کمک آن، ارزشگذار می‌کوشد، ارزش کسب و کار تحت بررسی را، از میانگین الرزشگذاری های واقعی یا اصطلاحا عرف بازار، بالاتر یا پایینتر در نظر نگیرد. بنابراین شما چه بنیان‌گذار یک استارتاپ باشید و چه سرمایه‌گذار خطرپذیر و یا حتی ارزشگذاری مورد اعتماد طرفین مذاکره، نیاز دارید که همواره در جریان ارزشگذاری‌های افشا شده در مراحل مختلف افزایش سرمایه در حوزه‌های مختلف کسب و کار، در اکوسیستم استارتاپی خود قرار گرفته و با در اختیار داشتن ارقام مختلف ارزشگذاری استارتاپ‌ها و کسب و کارهای نوپا، سقف و کف ارزش گذاری یک استارتاپ را در ذهن خود داشته باشید.

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

4 نظرات
  1. میثم نژاد محمدی می گوید

    چرا میگن ارزشگذاری بالاتر از مقدار واقعی برای خود کسب و کار مضره؟ سهام کمتری این وسط به سرمایه گذار واگذار میشه، چرا کسب و کار ضرر میکنه؟

    1. Admin می گوید

      ارزش‌گذاری بالاتر از مقداری واقعی اگرچه در نگاه اول به نفع بنیان‌گذاران کسب و کار است، اما با توجه به ارزش پایانی یا همان ترمینال ولیوی مشخصی که بازار برای کسب و کار بالغ در نظر خواهد گرفت، احتمال Down Round شدن استارتاپ در مراحل بعدی افزایش سرمایه افزایش خواهد یافت و این مساله هم برای بنیان‌گذاران و هم سهامداران، مضر بوده و نارضایتی‌های فراوانی را به همراه خواهد داشت.

  2. دولت پناه تالشی می گوید

    در ارزشگذاری استارتاپ، باید از چند روش استفاده نماییم تا مطمئن شویم که ارزشگذاری دقیق انجام داده ایم؟

    1. Admin می گوید

      در ارزشگذاری استارتاپ و کسب و کارهای نوپا، تعداد روش هایی که استفاده می‌کنید مهم نیست، بلکه استفاده از روش های متناسب با داده هایی است که برای تحلیل کسب و کار در اختیار دارید.گاهی ممکن است استفاده از دو روش برای ارزشگذاری توصیه شود و گاه 5 روش لازم باشد تا برای ارزش گذاری استارتاپ استفاده شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.